چی کار کنیم تو خونه؟؟
92-12-16
پسر ناز من سلام. گاهی اوقات واقعا دیگه مامان کم میارم... در برابر چی؟؟ خب معلومه.. شما. شما گل پسر آقا و باهوش و شیطون خودم. موندم دیگه چیکار کنم که حوصله جفتمون تو خونه سر نره... و مثل امروز کارمون به اوقات تلخی و نق نق های تو و عصبانیت من و آخرش خواب تو و پشیمونی من ختم نشه!!!!!!
گل پسرم تو خوب بلدی خودتو سرگرم کنی و مامان از این بابت خوشحالم ولی گاهی دیگه انتظار داری تموم چیزهای خونه بشه اسباب بازی تو و منم خیلی جاها کوتاه میام و تا برات خطر نداشته باشه اجازه میدم.. ولی دیگه گاهی کلافه کلافه میشم
کاش زودتر بهار بیاد تا بتونیم بیشتر بریم بیرون و پارک که به تو هم خوش بگذره و کمتر دلتنگی کنی تو خونه!!
عزیزکم هر چقدر هم سعی می کنم با آرامش باهات تا کنم بعضا نمیشه دیگه... و من عصبانی میشم و تو هم عصبی تر از من... اصلا اون لحظه هارو دوست ندارم و آرزومه که همشون حذف بشن از گذشته هامون... کاش توانشو داشتم اجازه ندم که تکرار شن............................
هنوز هم در مورد تولدت تصمیم جدی نگرفتم. زمان زیادی نمونده و من هنوز کارهای خونه رو هم شروع نکردم. نمیدونم خودمون 3تا باشیم یا مثل پارسال بگیریم برات.
عزیزکم هرروز کلمه های تازه میگی و مارو ذوق زده تر میکنی.... تن تاک / محمود (قابل توجه لیلا جون)/ پویا ( همینکه TV رو روشن میکنم میگی) / چند روز پیشم 1 جمله تازه گفتی... داشتی تلفنی با بابایی حرف میزدی و طبق معمول گذاشته بودم رو بلندگو و می شنیدم... داشتی می گفتی "بابا جارو اٌینا" که بابا هم بهت گفت بگو "جارونان اوینورام" " با جارو بازی می کنم". و تو: "جارونان اوینو" و منو بابا
الهی فدات شم.....اونقدر ماشالله هرچی میگیم میگی که صدات می کنیم طوطی و تو:" طوطی". مامان فدای شیرین زبونش شه الهی....
اکثرا جمله گفتنم این شکلیه که چند تا کلمه رو می چینی پیش هم و میگی و هنوز نمیتونی فعل به کار ببری... مثلا دارم آب میریزم برای خودم تو میگی مامان عطا آبه. ولی چند تا فعل هم بلدی و درست به کار می بری مثل "بیا" "بده" "برو" "کوسده(قهر کرد)" "اٌلده(مٌرد)" "رفت".
دیگه از کارای اینروزامون کتاب خوندنه به این شکل که از روی عکساش برای هم توضیح میدیم... خیلی مشتاق نیستی برات بخونم و همینطوری توضیح از روی عکساشو بیشتر دوست داری و الان بیشتر تو به مامان توضیح میدی. برج سازی دوست داری... نقاشی کشیدن .. عروسک پلیشی هاتو خیلی دوست داری مخصوصا پلنگ صورتی و آقا گرگی تو که بیشتر باهاشون بازی می کنی. یکی 2روز هم کار با فلش کارت های بن بن بٌن1 رو شروع کردیم که خدارو شکر دوست داری و کاملا همکاری می کنی با مامان...
اینجا مغازه باباجونه که هفته پیش رفته بودیم و براشون افطاری بردیم. تو کلی اونجارو دوست داری و بازی می کنی واسه خودت:
باباجونی گل :
اینم شمایی که مثلا رفته بودیم خرید ولی لالا کردی و ما هم کمی بعد اومدیم خونه:
کار با بن بن بن:




چی کار کنیم تو خونه؟؟
